انجمن فرهنگی اجتماعی دهستان خیرگو

فرصتی برای بهتر زیستن

انجمن فرهنگی اجتماعی دهستان خیرگو

فرصتی برای بهتر زیستن

انجمن فرهنگی اجتماعی دهستان خیرگو

تنها راه توسعه وپیشرفت دهستان رشد فرهنگی و بر طرف نمودن معضلات اجتماعی می باشدودرجهت رسیدن به این هدف والا به کمک تک تک شما اهالی نیازمندیم.

تبلیغات
Blog.ir بلاگ، رسانه متخصصین و اهل قلم، استفاده آسان از امکانات وبلاگ نویسی حرفه‌ای، در محیطی نوین، امن و پایدار bayanbox.ir صندوق بیان - تجربه‌ای متفاوت در نشر و نگهداری فایل‌ها، ۳ گیگا بایت فضای پیشرفته رایگان Bayan.ir - بیان، پیشرو در فناوری‌های فضای مجازی ایران
طبقه بندی موضوعی
کلمات کلیدی

مدیریت آسیب های اجتماعی و توسعه فرهنگی

مدیریت آسیب های اجتماعی وتوسعه فرهنگی

دهستان خیرگو

منصوب شد.

رییس جدید جمعیت هلال احمر شهرستان قیروکارزین

اندر احوالات پیشرفت یا پسرفت روستا

کلنگ زنی درمانگاه خیرساز دهستان خیرگو

بارش دومین باران پاییزی

اعداد و ارقام رنگارنگ قبوض برق و آب

کلنگ هایی که زنگ زدند

کلنگ های پی در پی مسولین و کودکانی که کماکان در حسرت پارک هستند.

وعده هایی که عملی نشدند

از گاز تا گاز

محمد رضا ایمانی نینجا کار خیرگویی

قهرمان مسابقات استانی منهای40کیلوگرم گراش شد.

جامعه بی حس-مسوولیت اجتماعی

فرشته های کار

برگزاری مراسم روز جهانی قدس در دهستان خیرگو

زندگی حضرت علی(ع) و ماجرای شهادت حضرت علی(ع)

برگزاری مراسم ارتحال امام خمینی (ره) در دهستان خیرگو

در مورد عملکرد منتخبین مردم در دروه پنجم شورا طی 4سال اینده

بیانیه ۵۰ نفر از جوانان مرکز دهستان خیرگو

برگزاری جشن نیمه شعبان در روستای چهارطاق

قطعی پی در پی آب صدای مردم را درآورد

آیا زیرساخت‌ها پاسخگوی جمعیت دهستان خیرگو و شیخ عامر است؟

نامزدپنجمین دوره انتخابات شهر و روستا در دهستان خیرگو

قهرمانی تیم کاراته بانوان چاه کور در استان

کودکان گل فروش

مدیر کانون فرهنگی هنری جواد الائمه دهستان خیرگو فعال ترین مدیر استان

افتتاح حوزه مقاومت بسیج دهستان خیرگو

آخرین نظرات

روز شعر و ادب فارسی (روز بزرگداشت استاد سیدمحمد حسین شهریار)

پولاد کارگر | پنجشنبه, ۲۶ شهریور ۱۳۹۴، ۱۰:۰۰ ب.ظ

 

استاد محمدحسین بهجت تبریزی معروف به شهریاردر سال ۱۲۸۵شمسی در خانواده‏ ای اهل ادب در تبریز به‌دنیا آمد و دربیست و هفتم شهریورماه سال ۱۳۶۷ هجری شمسی در سن هشتاد و دو سالگی در تهران درگذشت؛ این روز در تقویم جمهوری اسلامی ایران، تحت عنوان "روز شعر و ادب فارسی" نامیده می ‏شود. 

ایام کودکی او با جنبش آزادی‏ خواهان مشروطه به رهبری ستارخان و باقرخان همراه بود. وی در کودکی با قرآن و دیوان حافظ آشنا شد و پس از تحصیل مقدمات حوزوی، به تهران رفت و وارد مدرسه دارالفنون گردید. شهریار سپس وارد مدرسه طب شد، ولی در پی یک جریان عاطفی و پس از ۵ سال تحصیل، بدون اخذ مدرک دکتری، تهران و دانشکده را ترک گفت و در خراسان وارد خدمت دولتی گردید. او در نیشابور به دیدار کمال الملک، نقاش مشهور رفت و شعری درباره وی سرود. شهریار به‌عنوان یکی از مشهورترین غزل‏سرایان معاصر، معروف خاص و عام است.

شهریار از زبان شهرزاد

شهرزاد، فرزند ارشد شهریار، درباره روحیات پدرش چنین می گوید: در زندگی خصوصی، آدمی بسیار بخشنده است. غیر از کمک های مالی، حتی وسایل شخصی اش را نیز می بخشد. قلبی رئوف و مهربان دارد. بسیار احساساتی و حساس است و خیلی زود تحت تأثیر قرار می گیرد. از مرگ دوستانش خیلی متأثر می گردد.

بسیار پاکدل و ساده است و اگر کسی به کمک احتیاج داشته باشد، تا آنجا که برایش مقدور است از کمک های مالی و جانی دریغ ندارد. موقع شعر خواندن، قیافه اش همراه موضوعات شعری تغییر می کند و گاهی دیده شده در مواقع حساس شعری، اشک در چشمانش جمع می شود و بغض گلویش را می گیرد و شنونده را بسیار تحت تأثیر قرار می دهد.

شهرت جهانی شهریار

یکی از نویسندگان درباره نگاه جهانی شهریار می نویسد: شنیده ام وقتی یکی از اساتید ادب، ترجمه شعر «پیام به انیشتین» شهریار را برای آن ریاضی دان و نابغه روزگار می خواند، انیشتین با احترام و حیرانی سه بار به افتخار استاد شهریار از جای خود برمی خیزد و اشک شوق در دیدگانش حلقه می زند و زیر لب زمزمه هایی با خود می کند.

شعر «پیام به انیشتین» استاد شهریار، نشان دهنده روحیه والای انسان دوستی و در همان حال، میهن دوستی اوست. علت اصلی حیثیت و آوازه جهانگیر شهریار، همین روح انسان دوستی و نبوغ خدایی اش است که با روح خداشناسی و حق جویی همراه گشته و مانند شریانی حیاتی، در تمامی گفتار و اشعار او سیلان دارد. در اشعار شهریار، حق، وجدان و محبت با عرفان می آمیزد و جلوه های زیبایی می آفریند. او در اشعارش یار ستم دیدگان است و استعمارگرانی را که خون یتیمان و اشک فقیران را جاری می سازند، نفرین می کند.

 

نمونه‌ای از غزل شهریار:

آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا؟                   بی‌وفا حالا که من افتاده‌ام از پا چرا؟

نوشدارویی و بعد از مرگ سهراب آمدی           سنگدل این زودتر می‌خواستی حالا چرا؟

نازنینا ما به ناز تو جوانی داده‌ایم                     دیگر اکنون با جوانان ناز کن با ما چرا؟

آسمان چون جمع مشتاقان پریشان می‌کند               در شگفتم من نمی‌پاشد ز هم دنیا چرا؟

در خزان هجر گل، ای بلبل طبع حزین              خامشی شرط وفاداری بود غوغا چرا؟

شهریارا بی‌حبیب خود نمی‌کردی سفر                 این سفر راه قیامت می‌روی تنها چرا؟

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی